مدینه
 
عشق یعنی لافتی الا علی عشق یعنی رهبرم سید علی
نویسندگان
لینک دوستان
لوگوی همسنگران
طراح قالب
معببر سایبری همراه رهبر


به بهانه نیمه شعبان و ولادت امام زمان ع

مولایم ما را ببخش که یک عمر چه کودکانه نشستیم و انتظار کشیدیم تا صدای شلیک یک توپ ، نوید آمدن بهار را سردهد.

ای صد افسوس که تو بهار بودی ومن بی تو هر فروردینم دی بود و نمی دانستم.

صادق (ع) آل محمد(ص) فرموند: که نوروز و اول بهار روزی است که ما توقع فرج حضرت مهدی (عج) را داریم.

کودک که بودم پدرم جمعه ها صبح درب خانه را آب و جارو می کرد تا اگر مولا از آن حوالی عبور کند ...

و نو روز هر باره این حس را در من زنده می کند

مردمی را می بینم که سراسر شوق و شورند ، خانه تکانی می کنند و لباس های نو برتن...

اما برای چه ؟ برای که ؟

اینان منتظرند تا بهار شود ؟

سالهاست می اندیشم که هنگام بهار مگر چه می شود که اینگونه به هم می ریزیم ، مهربان می شویم، به سراغ هم می رویم و از همه مهمتر منتظر می شویم...

انتظار ...

سالهاست به لحظات سال تحویل و یک دقیقه ای که قبل از حلول سال نو همه ساکتند و نفس ها را در سینه حبس می کنند می اندیشم!

و هر ساله هیچ اتفاقی نمی افتند!!!

کجایی ای ربیع الأنام و نضره الأیام

نمی دانم ، شاید از گذشته به ایرانیان اینگونه آموختند تا رزمایش ظهور برگزار کنند ...

وصد افسوس که ره گم کردیم و انتظار خورشید را کشیدیم و حال آنکه تو خود خورشید بودی و ما ندانستیم.

ای کاش دقایقی تمام نفس ها برای تو حبس می شد و همه با هم زمزمه می کردند دعای عهد و ندبه و فرج را ...

و ای کاش هفت سین مان را در جمکران می گستردیم

و در آن به جای سفره ، "سجاده ای" می انداختیم به گستردگی زمین...

و"ستاره ای" از آسمان به زیر می کشیدیم به یاد تو...

و "ساعتی" برای شمار ثانیه هایی که بی تو گذشت

و "سدر" را به یاد سدره المنتهی مصطفی (ص) بر سجاده می ریختیم!

و "سیصد و سیزده سرباز" و "سلاحی" به نشان پایبندی بر سوگندی که با تو بسته ایم تا خونی که در رگهایمان است نذر تو باشد که چه نیکو در عهد آموختیم بسراییم " شاهِراً سَیْفی ، مُجَرِّداً قَناتی، مُلَبِّیاً دَعْوَهَٔ الدّاعی فِی الْحاضِرِ وَ الْبادی " و با شمیشر آخته ، و نیزه برهنه ، پاسخ گویان به ندای آن خواننده بزرگ در شهر و بادیه ایم.

و سین ششم سجاده مان را از خدا می خواهیم تا "سرمه" کشد چشمانمان را به وصال دیدارش... و شنوا سازد شنوایی مان را به نوای انا المهدی...

اَللّـهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَهَٔ الرَّشیدَهَٔ ، وَ الْغُرَّهَٔ الْحَمیدَهَٔ وَ اکْحُلْ ناظِری بِنَظْرَهٔ منِّی اِلَیْهِ

و سین هفتم را نیز من بر این سجاده می نشانم " سلام علی آل یاسین".

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجه ابن الحسن العسکری (عج) که صد البته نزدیک است.




[ سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 ] [ 10:42 ب.ظ ] [ فاطمه ]

خواهی که ببینی رخ پیغمبر


رابنگر رخ زیبای علی اکبر رادر


منطق و خلق و خوی او می بینی


با دیده ی جان محمدی دیگر را







[ جمعه 7 اردیبهشت 1397 ] [ 09:47 ب.ظ ] [ فاطمه ]



داستان ملاقات امام زمان(عج) با مرد آهنگر

ماجرای حضور امام زمان(عج) در بازار و ملاقات با مرد آهنگر را در اینجا بخوانید.

امام زمان(عج) گرچه از چشمان ما غایب هستد، اما حضور دارند و از احوال ما آگاهند، و هر کسی قادر به دیدار ایشان نخواهد بود، مگر آنکه رضایت حضرت را جلب نماید؛ در ادامه داستانی از دیدار امام زمان(عج) با فردی آهنگر را بخوانید.

شخصی که مسلط به علوم غریبه بود، توانست در زمان خاصی، مکان حضور امام زمان(عج) را در بازار آهنگران شناسایی کند، و پس از آن به سرعت برای دیدار ایشان راهی محل شد و مشاهده کرد که حضرت در کنار دکانی نشسته است که صاحب آن بی‌توجه به ایشان مشغول نرم کردن آهن است، اما پس از مدتی مشاهده کرد که پیرمرد صاحب دکان به امام زمان(عج) گفت: «یابن رسول الله، اینجا مکان گرمی است اجازه دهید برای شما آب خنک بیاورم».

 اینگونه بود که استنباط شخص سوم، مبنی بر اینکه فقط خودش متوجه حضور حضرت است، غلط از آب درآمد.

 پس از مدتی پیرزنی به دکان مرد آهنگر مراجعه کرد و گفت: «فرزندم بیمار است و خرج مداوای او هفت درهم است، تنها دارایی من هم همین قفل است که هیچ کس در این بازار بیش از شش درهم برای آن نمی‌پردازد، به خاطر خدا آن را به قیمت هفت درهم از من بخر»، مرد آهنگر با دیدن قفل بدون کلید، به پیرزن گفت: «که متاع او با این شرایط 10 درهم ارزش دارد و در صورت ساخته شدن کلید برای آن دوازده درهم در بازار به فروش می‌رسد، حال هر یک از این دو کار را که بخواهی، برای تو انجام می‌دهم»، سپس در برابر دیدگان متعجب پیرزن، 10درهم در ازای خرید قفل به او پرداخت کرد، آن‌گاه بقیة‌الله(عج) رو به شاهد کرد و فرمود: «برای پیدا کردن ما رمل نیندازید، اگر همه مثل این مرد، مسلمان باشید، ما به سراغ شما می‌آییم».

 

للّهمّ عجّل لولیّک الفرج




[ جمعه 7 اردیبهشت 1397 ] [ 09:45 ب.ظ ] [ فاطمه ]
درباره وبلاگ

الهی ضعیفان را پناهی ؛

قاصدان را بر سر راهی ؛

مومنان را گواهی ؛

چه عزیز است آنکس که

تو خواهی!

الهی هر که ترا شناسد ؛

کار او باریک و

هر که ترا نشناسد ؛ راه او تاریک .

الهی توانائی ده که در راه نیفتیم

و بینائی ده که در چاه نیفتیم .

الهی بر عجز خود آگاهم و

بر بیچارگی خود گواهم ؛

خواست خواست توست ؛

من چه خواهم .

خواجه عبدالله انصاری

...............................
سید علی

میرما

«سیدعلی خامنه ای»است

نعمت ماپاکی این آینه است

مابه سیمای«سیدعلی»

مه دیده ایم

مادراین آیینه الله دیده ایم

«حکم»اومیزان به

هرچه راستی است

غیرازاین رفعت تمامی

کاستی است

دست دردستتان

هم گل کاشتیم

ما امامی چون«خمینی»داشتیم

پاک وروشن مثل قلب آینه است

آن«امام»امروزنامش«خامنه ای»است

شرحی عشق ملت هاست - او-

غایت عشق«بسیجی»

هاست - او

مابه فکر«جاه»و«جوفه»نیستیم

یاعلی!مااهل«کوفه»نیستیم

عشق دونقش است دریک آینه

ترجمه کردم:«خمینی»

-«خامنه ای»
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
بروز رسانی :
امکانات وب

بنر کاروان صادقیه



سفارش

سفارش کد بارشی

احکام دختر و پسر

معبر شهدا1

لوگوی وب حدیث عشق

لوگوی متحرک پایگاه دارلصادقیون

کد لوگوی متحرک حیدر امیر حق

کد لوگوی پایگاه حفظ حیاو عفت

لوگوی متجرک کاروان صادقیه

کد لوگوی وبگاه مذهبی مادر ارجمند بی بی ام فروه س

کدلوگوی متحرک ما با ولایت زنده ایم1

کد وبگاه اغیثینی

لوگویارمنتقم></a></p><!--finish logo cod off http://www.yaremontaghem.blogfa.com/ --> 
et 

<p align= کد لوگوی_متحرک_بانو_نفیسه

بنر جدید تبلیغاتی معبر شهدا

وبلاگ جنگ نرم

.:نشان از بی نشان:.

گردا سایبری خیبر

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic