مدینه
 
عشق یعنی لافتی الا علی عشق یعنی رهبرم سید علی
نویسندگان
لینک دوستان
لوگوی همسنگران
طراح قالب
معببر سایبری همراه رهبر


ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله با حضرت خدیجه(س)

پیوند مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت خدیجه علیهاالسلام پیوندی الهی بود که در به ثمر رساندن رسالت عظیم و پرخطر پروردگار نقش عظیمی داشت و زمانی اتفاق افتاد که جهل و بت پرستی در شهر مکه رایج بود، خداوند نیز در سایه رحمت خویش در دل این دو زوج مهربان چنان محبتی ایجاد کرد که هرگز در این مسیر پر خطر، اندکی تزلزل و تردید بر خویشتن راه ندادند و استوار و محکم در این راه گام برداشتند. تا در پرتو این کوشش کم نظیر، انقلاب عظیم محمدی به ثمر بنشیند و آزادی، آزادمنشی و حقانیت رسالت الهی ثابت شده و ندای لا اله الا اللّه بر قلب های خفته تاریخ تقدیم گردد.



ادامه مطلب

[ دوشنبه 30 آذر 1394 ] [ 11:34 ب.ظ ] [ فاطمه ]
دوستان عزیز:
سوالی دارید ؟
شبهه ای دارید ؟
خب ! تشریف بیاورید
 به این آدرس ها

http://j-shobhah.blogfa.com/

http://balagholmobin17.mihanblog.com/



[ شنبه 28 آذر 1394 ] [ 12:49 ب.ظ ] [ فاطمه ]



[ شنبه 28 آذر 1394 ] [ 09:11 ق.ظ ] [ فاطمه ]


سلامتی اون دخترا که وقتی دو تا لات میبینن عوض لبخند چادرشونو محکمتر میگیرن…

سلامتی دخترایی که چادرشون خاکی و گلی و خیس میشه ولی از سرشون باز نمیشه………

سلامتی دخترایی که سرشون بره چادرشون نمیره…….

سلامتی دخترایی که آروم قدم برمیدارن و سنگین که مبادا دل نامحرمی بلرزه……..

سلامتی دخترایی که زیباییشونو عرضه نمیکنن به هر کس و ناکسی…….

سلامتی دخترایی که از هر کس و ناکسی دل نمیبرن………………..

سلامتی دخترایی که بهشون میگن امل ولی ……………..

سرشار فهم ودانایی ان و بازم سکوت میکنن تا مبادا ترک بردارد چینی نازک عفت شون……..

وسلامتی دخترایی که میراث زهرا(سلام الله) رو خوب حفظ کردن

  ســلامـــتـــی هــمــشــون صــلــــــوات….

اللهم صَل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم





[ چهارشنبه 25 آذر 1394 ] [ 12:10 ب.ظ ] [ فاطمه ]


یکی از روزهای پاییزی سال 1276  شمسی  در آن سالهای سیاه در 

روزگاری که نه مدرسه ای بود و نه مکتبی .در خانواده ای مذهبی

و متدین در روستای حصن  آبادیی از زرند کرمان پسری متولد میشود که پدرش

ابو جعفر  او را به احترام علاقه ای که به آقا امام رضا (علیه السلام)

 داشتند  نام  او را غلامرضاگذاشت.  غلامرضا در

 سن 8سالگی پدرشان را از دست می دهد و مسولیت سرپرستی

 خواهران و مادرش به دوش می کشد و به منطقه نوق رفسنجان می آید.

برای گذران زندگی به چوپانی گوسفندانشان مشغول می شود  و

در یکی از شبها در امامزاده سیدجلال الدین اشرف خواب سیدی نورانی

 را می بیند که به او دستور میدهد برود علوم دینی و قرآن را یاد بگیرد

به آن خ فرزندشان آقای غلامحسن ناصری  گفتند که مرحوم پدرم

واب اهمیتی نمی دهد تا سه شب این خواب  تکرار میشود .

با جدیت تمام قرآن را در نزد خاله اش مرحومه  ملاربابه دختر آقا بزرگ 

 فرا می گیرد  به نحوی که شبها قرآن یاد میگرفت و روزها همراه 

گوسفندان چوپانی میکرد. و روزها آموخته های شب را حفظ میکرد.در  

قبلاز 18 سالگی قرآن را از حفظ میخواندند.ایشان در کمال آباد نوق

سکونت داشتند و  در آنجا با یکی از علما که اهل کرمان ودر آن روستا مالک

  و از مدرسین حوزه بودند به نام شیخ ثقة السلام آشنا میشوند و برای ایشان

 کار می کردند  ثقه الاسلام وقتی داستان زندگی ایشان را می شنود او

 را به فراگیری  احکام و علوم دینی و مداحی  تشویق می نماید .در مدتی که عالم

 در  طول سال به کمال آباد می آمدند علوم دینی را به ایشان تعلیم می دادند

تا اینکه در یکی از سفرهای برگشتی  از کرمان عمامه و عبا   برایشان می آورد

و او را معمم و به عنوان یک عالم مشهور به ملا غلامرضا معرفی میکند .

منبع:

پایگاه مذهبی دارالصادقیون

http://darolsadeghiyon.ir/


ادامه مطلب

[ پنجشنبه 19 آذر 1394 ] [ 04:58 ب.ظ ] [ فاطمه ]


من هستم ، بی سود و با زیانم
من دشمنی برای هر پیر و هر جوانم
هم دشمن حجابم ،هم دزد اعتقادم
در یک کلام بنده،گندابی از فسادم
چون غافلید از من، بر خویشتن ببالم
من را که می شناسید؟ ابزار ابتذالم
با آنکه من شما را ،مسرور و شاد سازم
نسل جوانتان را،بی اعتقاد سازم
هستم سلاح دشمن، نامرئی است تیرم
از مرد و زن حیا را، با یک نگه بگیرم
با من سپاه دشمن ،آید به قلب خانه
زان پس ز دین وایمان، آتش کشد زبانه
هرجا که بنده باشم، آنجا حیا نباشد
بنیان خانواده، با من زهم بپاشد
هرکس خرید من را، بی غیرتش نمودم
ایمان و دین او را ، آهسته من ربودم
در هر کجا که اینک، بازار بنده داغ است
نقش حضور بنده، افزایش طلاق است




[ سه شنبه 17 آذر 1394 ] [ 12:21 ق.ظ ] [ فاطمه ]


میگویند : مرغیست به نام « آمـیــن » !

مرغی آسمانی ؛
در بلندترین نقطهٔ آسمان ،
آنجا که بخدا نزدیکتر است می پَـرَد !
و سخن می گوید !
او شنوا ترین موجود ِ جهان ِ هستی است !
هر چیز را که می شنود ،
دوبـاره ،
بنام فرد ِ گوینده ،
آنرا تکرار می کند ! و آمین می گوید !
این است که همهٔ آیین ها می گویند ؛
مراقب کلامت باش !
این است که می گویند ؛
تنها صداست که می ماند ! ...
این است که می گویند ؛
دیگران را دعا کنید !
این است که اگر ؛
دیگرانی را نفرین کنیم ؛
روزی خود ِ ما !
دچار آن خواهیم بود !
مرغ آمین ؛
هر آنچه که بگوئـیـــم را ،
با اسم خود ِ ما ، جمع می کند !
و به خداوند اعلام می کند !
آنگاه در انتهای جمله ؛
آمـیــــــــن می گـــویـــد !!!
پس همیشه برای همه خیر و خوبی بخواهیم...   



[ یکشنبه 15 آذر 1394 ] [ 09:40 ق.ظ ] [ فاطمه ]



[ شنبه 14 آذر 1394 ] [ 07:17 ق.ظ ] [ فاطمه ]


تو رو حتی تو رویامم ندیدم

ولی یه عمره جات خالیه پیشم

ندیدمت چه احساس غریبی

ندیدمو برات دلتنگ میشم
!!

فقط بگو کدوم هفته کدوم روز؟

کجا منتظر رسیدنت شم؟

میخوام کاری بدم دست خودم که

خودم بهونه ی اومدنت شم



«اللهم عجل لولیک الفرج»




[ جمعه 13 آذر 1394 ] [ 01:54 ق.ظ ] [ فاطمه ]


« اربعین که می‏آید... »


اربعین که می‏آید، باید از زینب گفت؛ از حاصل زخم‏ها و نمازهای نشسته‏ای که هنوز او را به یاد دارند.
اربعین می‏آید؛ اما تلاوت زیبایی را تنها در چشمان زینب علیهاالسلام باید جست. اربعین می‏شکفد و نام زینب گل می‏کند. زینب از آن چه یزیدیان شرم‏زده هراس داشتند هم بالاتر بود. زینب علیهاالسلام ، با خطبه‏ای از غربت در میان هلهله زنان شام، گل گریه کاشت.
اربعین است و کاروان تأثیرگذار عشق آمده است. فرزند مکه و منا ـ زین‏العباد ـ آمده است؛ پیک انقلاب‏گر، برای شامیانی آمده است که دل‏هاشان از بنای مسجد دمشق هم سخت‏تر بود.
اربعین آمده است؛ همراه سپاه پیروز افتخار و وارثان خون و روشنی.
چهل روز پیش ...
چهل روز از اشک‏های کربلا می‏گذرد؛ قطراتی که حاوی پیام فتح‏اند و دلاورمردی. امروز «جابر» و «عطیه» خود را به مدفن حنجره آزادگی رسانده‏اند.
در چهلمین روز، تنها چیزی که برای همه تداعی می‏شود، حدیث خون و پیروزی است.





[ سه شنبه 10 آذر 1394 ] [ 09:45 ب.ظ ] [ فاطمه ]



میدونید تلظّی کردن یعنی چی؟

وقتی یه ماهی از آب بیرون بیافتد سه مرحله براش ممکنه اتفاق بیافته :

۱- اوّلش روی زمین بالا و پایین میپره و هی تکان میخوره و
لبانش رو مدام باز و بسته میکنه ؛ ولی اگه
همون موقع بندازنش توی آب، زنده می مونه
۲- بعد از یه مدتی که ماهی بیرون از آب باشه، ماهی دیگه
اونطوری تکان نمیخوره و فقط لبانش رو باز و بسته میکنه و
باله و دُم خود رو تکان میدهد ؛ در این شرایط هم اگر ماهی رو
به آب بندازن، ماهی بازم زنده می مونه
۳- در این مرحله ، ماهی دیگه هیچ تکانی نمیخوره و
فقط لبانش رو باز و بسته میکنه ؛ ولی دیگه اگه به آب بندازنش
هم زنده نمی مونه... در زبان عرب به این حالت میگن تلظّی ...

بمیرم برای حضرت علی اصغر (ع)که همه ی عمرش رو توی سفر بود
-از رجب تا محرّم - فقط شش ماهه بود که
ناجوانمردانه به شهادت رسوندنش ...
خدا همه ی اونهایی رو که توی صحرای کربلا در شهادت امام حسین(ع)
و اهل بیت و یاران باوفایش، شرکت کردند، لعنت ابدی کنه
و عذابشون رو هر لحظه بیشتر کنه ان شاء الله...

۞۩ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ ۞۩

۞۩ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ۞۩

۞۩ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ ۞۩

۞۩ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ۞۩

۞۩ وَ عَلی العَباس أخُ الْحُسَیْنِ۞۩


اَللّٰهُمَّ ٱجْعَلْنی عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ

اگه دلت شکست التماس دعا مرا هم دعا کن



[ سه شنبه 10 آذر 1394 ] [ 09:54 ق.ظ ] [ فاطمه ]



[ شنبه 7 آذر 1394 ] [ 10:55 ق.ظ ] [ فاطمه ]


دارد زمان آمدنت دیر می شود ...

دارد جوان سینه زنت پیر می شود ...

تقصیر گریه های غریبانه شماست ...

دنیا غروب جمعه چه دلگیر می شود...

ظهور گل نرگس صلوات




[ جمعه 6 آذر 1394 ] [ 04:01 ب.ظ ] [ فاطمه ]

5 آذر ماه سالروز تشکیل بسیج مستضعفین به فرمان امام خمینی مبارک باد.


سلام بر بسیج ،

این كوچك های بزرگ !...

و این بزرگ های كوچك!

بسیج ، فقط كلمه ای بود، ساده وسطحی،

نوشته در قاموس ها و فرهنگنامه ها،

خفته درخاطره ها و زاویه ذهن ها .

ناگهان،

" بسیج " ، معنایی یافت، عمیق و ژرف،

مفهومی به خود گرفت، زنده و درمتن زندگی .

بسیج ، مدرسه عشق شد، دانشگاه شهادت گشت، معبد "عارفان مسلح " شد. و... بسیجی ، شیر روز و زاهد شب و دیده بیدار، در شبهای خوف و خطر، در شهرها ، و جبهه ها .

می خواستیم بسیج را درك كنیم و بسیجی را بشناسیم . سراغ آدرس مدرسه ای را می گرفتیم كه اینان، در كلاسهایشان عشق را آموخته اند، عشق را تفسیر و معنی كرده اند.


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 4 آذر 1394 ] [ 08:41 ب.ظ ] [ فاطمه ]
[ سه شنبه 3 آذر 1394 ] [ 07:38 ق.ظ ] [ فاطمه ]
درباره وبلاگ

الهی ضعیفان را پناهی ؛

قاصدان را بر سر راهی ؛

مومنان را گواهی ؛

چه عزیز است آنکس که

تو خواهی!

الهی هر که ترا شناسد ؛

کار او باریک و

هر که ترا نشناسد ؛ راه او تاریک .

الهی توانائی ده که در راه نیفتیم

و بینائی ده که در چاه نیفتیم .

الهی بر عجز خود آگاهم و

بر بیچارگی خود گواهم ؛

خواست خواست توست ؛

من چه خواهم .

خواجه عبدالله انصاری

...............................
سید علی

میرما

«سیدعلی خامنه ای»است

نعمت ماپاکی این آینه است

مابه سیمای«سیدعلی»

مه دیده ایم

مادراین آیینه الله دیده ایم

«حکم»اومیزان به

هرچه راستی است

غیرازاین رفعت تمامی

کاستی است

دست دردستتان

هم گل کاشتیم

ما امامی چون«خمینی»داشتیم

پاک وروشن مثل قلب آینه است

آن«امام»امروزنامش«خامنه ای»است

شرحی عشق ملت هاست - او-

غایت عشق«بسیجی»

هاست - او

مابه فکر«جاه»و«جوفه»نیستیم

یاعلی!مااهل«کوفه»نیستیم

عشق دونقش است دریک آینه

ترجمه کردم:«خمینی»

-«خامنه ای»
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
بروز رسانی :
امکانات وب

بنر کاروان صادقیه



سفارش

سفارش کد بارشی

احکام دختر و پسر

معبر شهدا1

لوگوی وب حدیث عشق

لوگوی متحرک پایگاه دارلصادقیون

کد لوگوی متحرک حیدر امیر حق

کد لوگوی پایگاه حفظ حیاو عفت

لوگوی متجرک کاروان صادقیه

کد لوگوی وبگاه مذهبی مادر ارجمند بی بی ام فروه س

کدلوگوی متحرک ما با ولایت زنده ایم1

کد وبگاه اغیثینی

لوگویارمنتقم></a></p><!--finish logo cod off http://www.yaremontaghem.blogfa.com/ --> 
et 

<p align= کد لوگوی_متحرک_بانو_نفیسه

بنر جدید تبلیغاتی معبر شهدا

وبلاگ جنگ نرم

.:نشان از بی نشان:.

گردا سایبری خیبر

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات