تبلیغات
مدینه

مدینه
 
عشق یعنی لافتی الا علی عشق یعنی رهبرم سید علی
نویسندگان
لینک دوستان
لوگوی همسنگران
طراح قالب
معببر سایبری همراه رهبر




آموزش گام به گام نماز

آموزش برپایی نماز

تکبیرة الاحرام
"نماز" با گفتن "الله اکبر" آغاز می شود، گفتن "الله اکبر" در آغاز نماز به معنای جدایی از غیر خدا و پیوستن به اوست.
اعلام بزرگی پروردگار و دوری جستن از تمام قدرتهای دروغین است.
با این تکبیر به حریم نماز وارد می شویم و برخی کارها بر ما حرام می شود.
هنگامی که نماز را شروع می کنیم باید متوجه باشیم که چه نمازی را می خوانیم؛ مثلا نماز ظهر است یا عصر و آن را تنها برای اطاعت فرمان خداوند بجا آوریم که این همان "نیت" است و از اجزای اصلی نماز به شمار می آید.
از آغاز تا پایان نماز باید از این کارها که نماز را باطل می کند بپرهیزیم:
1- خوردن و آشامیدن.
2- روی از قبله برگرداندن.
3- سخن گفتن.
4- خندیدن.
5- گریستن.
6- بهم زدن صورت نماز. مثل راه رفتن.
7- کم یا زیاد کردن اجزای اصلی نماز؛ مانند رکوع.
هنگام گفتن "الله اکبر" مستحب است، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببریم.


ادامه مطلب

[ سه شنبه 27 بهمن 1394 ] [ 06:37 ب.ظ ] [ فاطمه ]
چه لذتی دارد !!!
وقتی که سیاهی چادرم ، دل مردهایی را که
چشمشان به دنبال خوش رنگ ترین زن هاست ، می زند ..
چقدر از انتخابم خشنود می شوم
چقدر بر خود می بالم
وقتی که از پوششم ، جز سیاهی نمی بینند و مرا کلاغ سیاه می خوانند.
چه کیفی می کنم
وقتی که با تنفر به من می نگرند



حال که تنها تأثیر نگاهشان، تزریق عشق چادر به قلب من است!
و خدا را شکر می کنم هر بار که به قول بعضی ها
چادرم را نشخوار می کنم تا نامحرم زدا باشم !!!
بله ، حجاب تنها چادر نیست !
می توان بدون چادر هم با حجاب و عفیف بود !
اما من چادر را تنها به نیت رعایت حدود حجاب سر نمی کنم
من چادرم را با عشق و غرور به سر می کنم
تا " نامحرم زدا " باشم !!
حال تو می خواهی از من متنفر باشی ، باش !
می خواهی مرا کلاغ سیاه بخوانی ، بخوان !
می خواهی مرا دزد بپنداری
می خواهی مرا امّل و عقب مانده و کچل و زشت
و نشخوارکننده و ریاکار و ... بدانی ؟ بدان !!
اما این چادر را از من نگیر ..
چرا که چادرِ من ، عشقِ من ، تاجِ بندگی ام ، مایه ی آرامشم
و حافظ و نگهبان و تنها سلاحِ من است !!
می خواهی مرا زیر سؤال ببری ، ببر !!
اما چادرِ من حرمت دارد !!
حرمتِ چادرم را حتی اگر من نگه نداشتم
" تــــو نگــهدار "

**********************
مولایم مهدی در غربت ، تنها مانده

و اهلِ زمین در فکرِ نقاشیِ صورت و ظاهرِ خویش اند ...

"برای حوّا های زمینی دعایی کن مولای من"



[ دوشنبه 26 بهمن 1394 ] [ 01:03 ب.ظ ] [ فاطمه ]



در سکوت جاری لحظه ها، غنچه ای رو به آسمان عشق می شکفد و خانه کوچک و گلین باغبان عشق را سرشار از عطر خوش ملکوت می کند.

بوی گل یاس، دوباره در کوچه های مدینه می پیچد و دل های عاشق را به وجد می آورد. صدای همهمه ای در گوش شهر می پیچد؛ طوبای رسالت دوباره به بر نشسته و ستاره ای دیگر بر خانه وحی فرود آمده است.

لبخند بر لبان علی و زهرا شکوفاست و گرمیِ بوسه هایشان گونه های طفل را گلگون کرده است.

قلب کوچک حسین غرق در شادی است؛ التهاب درونش را نمی تواند مخفی کند. چشم ها به غنچه لبانِ علی علیه السلام دوخته شده تا بشکفد و نامی برای کودک برگزیند، امّا علی فرزندِ ادب است؛ او در انتظار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است و در این کار بر او پیشی نمی گیرد.

چون پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از سفر باز می گردد و خبر را می شنود، شتابان به خانه علی علیه السلام می آید؛ دیدگانش که به نوزاد می افتد، اشک در چشمانش حلقه می زند و او را در آغوش می کشد؛ گویی رازی بزرگ در سینه رسولِ وحی سنگینی می کند!

نام او زینب است؛ این صدای پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بود که در فضای عطر آگین خانه علی پیچید و تشنگان را سیراب کرد.

پیامبرِ وحی چه زیبا بر او نام نهاد! «زینب»، زینت پدر؛ زینتی برای علی علیه السلام که خود، آئینه تمام نمای زیبایی هاست و این نام در کربلا تفسیر شد.

کربلا از آغاز تا انجام، صحنه تجلی زینب بود.






[ شنبه 24 بهمن 1394 ] [ 10:40 ب.ظ ] [ فاطمه ]


واژه ی زیبای “پرستار” یعنی:
پ: پیمان خون بستن برای مهر و ایثار
ر: رفتن به سوی خدمت خلق
س: سربلند و ساده زیست و سختکوش
ت: تکمیل کننده کار طبیبان
ا: الگوی او مظهر تقوا، زینب کبری(س)
ر: راضی و خوشنود از رحمت خدا.

تقدیم به زمینیان فرشته‌گون







[ شنبه 24 بهمن 1394 ] [ 10:32 ب.ظ ] [ فاطمه ]



[ شنبه 24 بهمن 1394 ] [ 07:53 ق.ظ ] [ فاطمه ]

تصاویر راهپیمایی مردم انقلابی
 شهرستان آران وبیدگل 
دربهمن ماه 57 و 94







Text Color












[ پنجشنبه 22 بهمن 1394 ] [ 02:31 ب.ظ ] [ فاطمه ]
شهدای انقلاب اسلامی در شهرستان آران وبیدگل
 که آن روزها به نام بخش آران وبیدگل خوانده میشد

















[ پنجشنبه 22 بهمن 1394 ] [ 07:03 ق.ظ ] [ فاطمه ]


بیست و دوی بهمن که حیات وطن است

خود روح خدایی است که در جان و تن است

ما زنده به آنیم و از آن یاد کنیم

یوم الهی که یادگار از آن ماه بهمن است

یوم الله۲۲ بهمن، روز پیروزی حق بر باطل را تبریک می گویم . . .







[ چهارشنبه 21 بهمن 1394 ] [ 10:47 ب.ظ ] [ فاطمه ]



[ چهارشنبه 21 بهمن 1394 ] [ 05:28 ب.ظ ] [ فاطمه ]


ما می آییم، همه ما فردا می آییم، همه ما از همه نسل های انقلاب، از نسل اول که خود این نهال را کاشتند، از نسل دوم که خونشان را پای این نهال ریختند، از نسل سوم که عمرشان را در این دوران گذاشتند و نسل چهارم، همه و همه می آییم......

همه ما برای روز ۲۲بهمن به صحنه خواهیم آمد، همه ما برای پاسداشت روز پیروزی حق بر باطل به خیابان ها می آییم، همه ما برای پاسداشت شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی روز ۲۲ بهمن که به حق یوم الله است به خیابان ها خواهیم آمد، همه ما از پیر و جوان، دانش آموز و دانشجو، کارگر و کارمند، همه و همه خواهیم آمد، ما می آییم..............

ما در روز ۲۲ بهمن به سیل خروشان مردم ایران می پیوندیم، همه ما می آییم، با تمام مشکلات مادی و معنوی که گریبان گیر تک تک ما هست می آییم، با وجود گرانی می آییم، با وجود تهدید می آییم، با وجود بد اخلاقی مسئولان می آییم، با وجود معضلات اقتصادی می آییم، با وجود جنگ اقتصادی غرب علیه خودمان می آییم، با وجود هزاران مشکل دیگر باز هم همه ما می آییم.........

ما در روز ۲۲ بهمن با مشت های گره کرده می آییم، ما با نفرت از آمریکا و اروپا و اسراییل در روز ۲۲ بهمن می آییم، ما با تداعی شعارهای ۳۴ ساله انقلاب به خیابان ها می آییم، ما با در دست داشتن شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل می آییم، ما با جوش و خروش به راهپیمایی می آییم، ما با کودکانمان به راهپیمایی می آییم، تا همانطور که پدرانمان به ما رسم انقلاب داری را آموختند ما هم به آنان این پیام را برسانیم که انقلاب را باید از جان بیشتر دوست بداریم و آن را پاس بداریم، همه ما می آییم............

ما در راهپیمایی روز۲۲بهمن امسال و هر سال دیگر شرکت می کنیم، چون انقلاب و نظام اسلامی خود را دوست داریم، چون به رهبر خود از دل عشق می ورزیم، چون رهبر خود و ولی فقیه خود را نائب امام زمان(عج) می دانیم، همه ما در راهپیمایی شرکت می کنیم تا به همگان در داخل و خارج بگوییم که ما لحظه ای دست از نظام و انقلاب و رهبری نمی کشیم، و هرگز ولی فقیه و امامان را تنها نخواهیم گذاشت، چون می دانیم که فردا از ما سوال می شود، ما در راهپیمایی شرکت می کنیم تا به پیام رهبر انقلاب لبیک گفته باشیم، ما در راهپیمایی شرکت می کنیم، چون خود را مدیون خون پاک شهدا می دانیم که روزی برای حفظ و حراست از اسلام و انقلاب و سرزمین مادریمان  جانشان را با رشادت در کف دست گرفتند و خون پاکشان را تقدیم این انقلاب کردند، ما در راهپیمایی شرکت می کنیم، چون مدیون آن جانبازی هستیم که هنوز از آن سالها آثاری به همراه دارد، ما در راهپیمایی شرکت می کنیم، چون مدیون آن جانباز قطع نخاعی هستیم که سالهای سال است برای ایستادن ما خوابیده است، ما در راهپیمایی شرکت می کنیم، چون از روی آن پدر و مادر شهیدی که جوانشان شب عروسی همه را رها کرد و به جنگ رفت و شهید شد خجالت می کشیم، ما در راهپیمایی شرکت می کنیم، چون چشم هزاران بلکه میلیونها شیعه, نه میلیونها مسلمان، خیر میلیون ها آزاده جهان به ما دوخته است، من در راهپیمایی شرکت می کنم، ما همه می اییم.....

با همه آنچه گفتم جایی برای سخن دیگری باقی نمی ماند جز اینکه بگویم : "ما می آییم........"





[ سه شنبه 20 بهمن 1394 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ فاطمه ]



بارها زمین خوردیم تا ایستادن آموختیم. سالیان درازى زیر سقفِ ترك خورده شاهنشاهى، این پا و آن پا كردیم تا روزى مصمم شدیم چترهاى تردید را ببندیم و بى‏هراس، زیر باران حادثه بیاییم. گویا همیشه براى روییدن، چیزى كم داشتیم. گاه در كنجى از زمان، چون جوانه‏اى بر پیكر ستبر خاك تلنگر زدیم؛ ولى به جرم جوانى و خامى، در طبقات سنگین و سرد استبداد پوسیدیم. چه اتحادها كه از پس وابستگى به بیرق ارباب انگلیسى و وعده تو خالى نارفیق امریكایى بر باد تفرقه رفت!
... و سرانجام خشت جان‏هامان در كوره داغ تجربه، گداخته، و بساط شادى و آزادى‏مان در بهمن پربهار 57، به یمن رهبرى آزاده و دوراندیش، گسترده شد.

خدا خواست و تو ستاره شدى
وطن! تا ستاره شدن، به قدر نگاه مهربان رهبرى فاصله بود.
سال‏ها زخم خورده غفلت و مچاله در یخبندان ستم به سر بردى. خاموش مانده بودى؛ چنان پایمال ستوران شده بودى كه تمدن پرشكوه اسلامى‏ات، از همه ذهن‏ها فراموش شد و مردمانت از یاد بردند «كه اگر علم بر ستاره ثریا باشد، مردانى از پارس به آن دست مى‏یابند.» ولى مهر خداوند، نگاهى مهربان و گوهرى ناب را در وجودت رویاند. خواست تا به مدد رهبرى‏اش، حافظه‏هاى تاریخى‏مان، به تلاطم درآید و دریاى وجودمان تا رسیدن به صبح، دست خالى و پا برهنه، بر ساحل شب بزند. آرى، خدا خواست تا تو ستاره شوى و نام ایران اسلامى به بلنداى آفتاب، بر بام دنیا برآید

دیدی که دوام " شب" بسی کوتاه است؟              دیدی که " سحر" از پی شب، در راه است؟

آن عیسی ِ ما که زنده کرد، ایران را               حقا که مسیحا دم و " روح الله " است.





[ دوشنبه 19 بهمن 1394 ] [ 12:50 ب.ظ ] [ فاطمه ]




[ پنجشنبه 15 بهمن 1394 ] [ 08:50 ب.ظ ] [ فاطمه ]



 آمدی فجرآزادی! که با آمدن تو، امام آمد، امامی که بر سربیدادگران،
خروش کلیم داشت و برجان امت، دم مسیح.
کلامش بوی وحی‏ داشت و طعم شیرین آوای انبیا



جرآزادی! خوش آمدی که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت،
سلطه را به قبرستان سلطنت‏ سپرد، کنگره‏ های قصر استکبار را فروریخت





[ یکشنبه 11 بهمن 1394 ] [ 02:50 ق.ظ ] [ فاطمه ]


دعا کنیم اگه یه روز خدا بهمون یه "دخـتـــــــــر "داد....
️عمرم و صرفش میکنم تا یادش بدم که ↯اوج زنونگی کنیز حضرت زهرا بودنه
نه لباسای خوشگل پوشیدن برا نامحرم
نه نگاه کردن به نامحرم
نه وقت گذاشتن برا ارایشگاه و کلاس رقص
️بهش یادمیدم 
عاشق باشه عاشق امام علی...
عاشق صفاتشون تا بگرده و بگرده و عشقش رو از نوکرای امام حسین پیدا کنه از اونا که واقعا مردن از اونا که سعی میکنن یکم شبیه مولاشون باشن
️بهش یاد میدم از همون روز اول چادر سرش کنه و زیباییش رو به همه نشون نده ولی تو خونه موهاشو خوشگل میبندم و لباش خوشگل تنش میکنم تا بدونه جلو محارمش باید خوشگل بگردهツ
️بهش یاد میدم که خودشو پاک نگه داره
بهش یاد میدم هیچوقت با نامحرم شوخی نکنه
️بهش میگم تا بدونه 
تموم درد و غم های دنیا رو میشه پای روضه ی بی بی سه ساله فراموش کنه
️اگه یه روز دختر دار شدم یه جوری تربیتش میکنم که لایق کنیزی امام زمانش باشه ☆
بهش یاد میدم که مثل حضرت رقیه عاشق باباش باشه عاشق بهترین مرد زندگی ★
بهش میگم که خیلی دوستش دارم تا محبت رو از نامحرم ها گدایی نکنه ☆
️بهش میگم تا بدونه همیشه خدا کنارشه 
براش به جا اهنگ و موزیک ،قرآن میزارم تا عاشق خدا بشه عاشق صدای قرآن بشه تا همیشه پــــــــــاڪ بمونه....



[ یکشنبه 11 بهمن 1394 ] [ 02:01 ق.ظ ] [ فاطمه ]



[ جمعه 9 بهمن 1394 ] [ 05:23 ق.ظ ] [ فاطمه ]



دو دستور العمل از حضرات آیات  شیخ محمد شجاعی وهمدانی
تا راحتر توسل داشته باشید.
دستورالعملی از آیت الله شیخ محمد شجاعی
برای نجاتتان توسل به حضرت زهرا(سلام الله علیها) را فراموش نکنید، هر وقت مشکلی برایتان پیش آمد توسل ساده ای به حضرت زهرا(سلام الله علیها) هست،آسان است و بسیار مجرب، مشکلی برایتان پیش آمد از این طریق توسل استفاده کنید:
دو رکعت نماز می خوانید، سه تکبیر بعد از سلام نماز ، بعد تسبیح حضرت زهرا (سلام الله علیها) را می گویید بعد برای هر حاجتی، دنیوی و اّخروی (هر مشکلی که برایتان پیش آمد) سجده می کنید و ذکر «یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی» را صد مرتبه می گویید؛ یعنی به فریادم برس، بعد صورت راست را به سجده می گذارید و همین ذکر را صد مرتبه می گویید و بعد پیشانی را می گذارید و باز صد مرتبه همین ذکر رامی گویید و بعد از صورت چپ را می گذارید و صد مرتبه همین ذکر را می گویید و بعد از صورت چپ دوباره پیشانی را(که سومین بار است) می گذارید و همین ذکر را صد و ده مرتبه می خوانید.
دستور العمل آیت الله همدانی
عالِم ربّانى و عارف صمدانى، مرحوم آیت اللّه‏ ملاعلى معصومى همدانى،
فرموده بودند که براى برآورده شدن حاجات و توسل به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، ۵۳۰ بار بگویید: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى فاطِمَهَ و أَبیها و بَعلِها و بَنیها بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُکَ؛ خدایا! به تعداد آنچه دانش تو بر آن احاطه دارد، بر فاطمه و پدر و همسر و فرزندانش درود فرست.» یا ۵۳۰ بار بگویید: «إِلهى بِحَقِّ فاطِمَهَ و أَبیها و بَعلِها و بَنیها والسِّرِّ الْمُسْتَودَعِ فیها؛ خداى من! به حق فاطمه و پدر و همسر و فرزندانش و آن راز به ودیعه نهاده شده در وجود او، [حاجاتم را برآورده کن].» شایان توجه است نام مبارک فاطمه که حرف پایانى آن تاء گِرد عربى است، طبق حساب حروف اَبجَد با عدد ۵۳۰ برابر است. همچنین طبق همین حساب، نام «زهراء» با عدد ۲۱۴ و «یا زهراء» با عدد ۲۲۵ برابر است.




[ پنجشنبه 8 بهمن 1394 ] [ 05:45 ق.ظ ] [ فاطمه ]

دعاى درخواست بارش باران  
اللهم اسقنا الغیث ، ‌و‌ انشر علینا رحمتك بغیثك المغدق ‌من‌ السحاب المنساق لنبات أرضك المونق ‌فى‌ جمیع الآفاق ؛  
 
خدایا ! بارانى گوارا ‌به‌ ‌ما‌ بنوشان . بار الها ! رحمتت ‌را‌ ‌به‌ واسطه ‌ى‌ باران هاى ریزان ‌از‌ ابرهایى ‌كه‌ ‌در‌ آسمان روان اند ‌و‌ مأمور باریدن ‌بر‌ ‌گل‌ ‌و‌ گیاهان زمین گشته اند ، ‌بر‌ ‌ما‌ فرو بار .




غصه می سوزد مرا ، باران ببار
کوچه می خواند تو را ، باران ببار
ابرها را دانه دانه جمع کن
بر زمین دامن گشا ، باران ببار
خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است
آسمان را کن رها ، باران ببار
باغبان از کوچه باغان رفته است
ابر را جاری نما ، باران ببار
موج میخواهد بیابان سکوت
با خوِد دریا بیا ، باران ببار
تا بیاید آن بهار سبز سبز
تازه تر باید هوا ، باران ببار
سینه ام آشوب و دل خونابه است
غصه می سوزد مرا ، باران ببار





[ سه شنبه 6 بهمن 1394 ] [ 11:18 ب.ظ ] [ فاطمه ]



[ یکشنبه 4 بهمن 1394 ] [ 02:51 ق.ظ ] [ فاطمه ]



محمدکاظم روحانی نژاد خبرنگار واحدمرکزی خبر در وبلاک شخصی خود نوشت: یک روز عصر برای خرید به مغازه ای در یکی از محلات تهران رفتم.به طور اتفاقی یکی از فرزندان رهبر معظم انقلاب هم آنجا کالایی را برداشته و در صف پرداخت وجه آن بود. بنده یک نفر بعد از ایشان در نوبت بودم وقتی متوجه حضور من شد سلام علیکی معمولی کردیم. منتظر بودم ببینم فروشنده چه واکنشی دارد؟ نوبت ایشان رسید فروشنده با لحن معمولی پرسید چی داری حاجی؟ آقاسید هم کالا را روی میز گذاشت و پولش را داد و خداحافظی کرد و رفت. نوبت به من که رسید، صاحب مغازه که آن طرف تر نشسته بود و قیافه ای اصطلاحا داش مشتی داشت بلند شد و اومدجلو و گفت: جناب روحانی نژاد قابل نداره افتخار دادید به مغازه من آمدید بفرمایید و خطاب به فروشنده گفت: از این خبرنگار مردم دار! پول نگیر.. و من با اصرار پرداختم! اینجا بود که دلم نیامد از موضوع بگذرم و گفتم این کار را باید با مشتری قبلی می کردید؟! یک مردم دار واقعی بود. گفت کدام همون سید؟ گفتم بله. گفت بابا از این ها همه جا زیادند... گفتم ولی این فرق میکرد. پرسید مگه کی بود؟ گفتم یکی از فرزندان رهبری است، صاحب مغازه با تعجب لحظاتی به من نگاه کرد و پرید بیرون ببیند مشتری رفته یا هست. گفت خب زودتر می گفتید حداقل یک ماچش می کردیم. ایول بابا یعنی این ها هم مثل ما رفت و آمد می کنند؟!

منبع: روزنامه جوان (ضمیمه خراسان رضوی) ۹۴/۱۱/۰۱



[ شنبه 3 بهمن 1394 ] [ 01:32 ق.ظ ] [ فاطمه ]


تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم

كسی به فكر شما نیست راست می گویم
دعا برای تو بازیست راست می گویم

اگرچه شهر برای شما چراغان است
برای كشتن تو نیزه هم فراوان است

من از سرودن شعر ظهور می ترسم
دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم

من از سیاهی شب های تار می گویم
من از خزان شدن این بهار می گویم

درون سینه ما عشق یخ زده آقا
  تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

كسی كه با تو بماند به جانت آقا نیست
  برای آمدن این جمعه هم مهیّا نیست





برچسب ها: درانتظار ظهور،
[ جمعه 2 بهمن 1394 ] [ 01:19 ق.ظ ] [ فاطمه ]
درباره وبلاگ

الهی ضعیفان را پناهی ؛

قاصدان را بر سر راهی ؛

مومنان را گواهی ؛

چه عزیز است آنکس که

تو خواهی!

الهی هر که ترا شناسد ؛

کار او باریک و

هر که ترا نشناسد ؛ راه او تاریک .

الهی توانائی ده که در راه نیفتیم

و بینائی ده که در چاه نیفتیم .

الهی بر عجز خود آگاهم و

بر بیچارگی خود گواهم ؛

خواست خواست توست ؛

من چه خواهم .

خواجه عبدالله انصاری

...............................
سید علی

میرما

«سیدعلی خامنه ای»است

نعمت ماپاکی این آینه است

مابه سیمای«سیدعلی»

مه دیده ایم

مادراین آیینه الله دیده ایم

«حکم»اومیزان به

هرچه راستی است

غیرازاین رفعت تمامی

کاستی است

دست دردستتان

هم گل کاشتیم

ما امامی چون«خمینی»داشتیم

پاک وروشن مثل قلب آینه است

آن«امام»امروزنامش«خامنه ای»است

شرحی عشق ملت هاست - او-

غایت عشق«بسیجی»

هاست - او

مابه فکر«جاه»و«جوفه»نیستیم

یاعلی!مااهل«کوفه»نیستیم

عشق دونقش است دریک آینه

ترجمه کردم:«خمینی»

-«خامنه ای»
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
بروز رسانی :
امکانات وب

بنر کاروان صادقیه



سفارش

سفارش کد بارشی

احکام دختر و پسر

معبر شهدا1

لوگوی وب حدیث عشق

لوگوی متحرک پایگاه دارلصادقیون

کد لوگوی متحرک حیدر امیر حق

کد لوگوی پایگاه حفظ حیاو عفت

لوگوی متجرک کاروان صادقیه

کد لوگوی وبگاه مذهبی مادر ارجمند بی بی ام فروه س

کدلوگوی متحرک ما با ولایت زنده ایم1

کد وبگاه اغیثینی

لوگویارمنتقم></a></p><!--finish logo cod off http://www.yaremontaghem.blogfa.com/ --> 
et 

<p align= کد لوگوی_متحرک_بانو_نفیسه

بنر جدید تبلیغاتی معبر شهدا

وبلاگ جنگ نرم

.:نشان از بی نشان:.

گردا سایبری خیبر